موضوعات
Category
روزانه
Daily
آرشيو
archive
جستجو در سایت
Search
کتب شیعی
ShiaBooks
  • .:: دانلود کتب شیعی ::.
    کد لوگوی ما
  • نویسندگان
    Authors
    صوت پیشنهادی ما
    بزرگ جلوه كردن گناه!
    کتاب پیشنهادی ما
    .:: دانلود کتاب مصباح الهدی در نگرش و روش عرفانی اهل محبت و ولاء ::.
    آمار سایت
    Shiabooks.ir




    تاریخ ارسال : ۲۰ آذر, ۱۳۹۳   |  شماره پست : 1226  |  بازدید : 95 views  |   نویسنده : عبید فرار

    «عطیه عوفی» می گوید: من با جابر بن عبد الله انصاری به زیارت قبر حسین(علیه السلام) رفتم. وقتی به کربلا رسیدیم، جابر نزدیک شط فرات رفت، غسل کرد. قطیفه ای به کمر بست و قطیفه ای دیگر بر دوش افکند. سپس کیسه ای که همراهش بود، گشود و از آن آرد «سعد» (ریشه خوشبوی کوفی) برون آورد و خود را خوشبو کرد. سپس به طرف مرقد شریف امام حسین(علیه السلام) حرکت کرد؛ در حالی که مشغول ذکر خدا بود، خود را نزدیک قبور رساند و گفت: مرا به قبر حسین(علیه السلام) برسان تا آن را لمس کنم.(۱)

    دستش را گرفتم و به قبر رساندم. هنگامی که دستش به خاک مرقد حسین(علیه السلام) رسید، از شدت اندوه بیهوش شد و به روی قبرافتاد. من بر وی آب پاشیدم. وقتی به هوش آمد، سه بار گفت: یا حسین! یاحسین! یاحسین! سپس گفت: «حبیب لا یجیب حبیبه» آیا دوست جواب دوستش را نمی دهد؟! بعد گفت: چگونه جواب دهی که خون از رگهای گلویت بر سینه و شانه ات فرو ریخته و میان سر و بدنت جدایی افتاده است! من گواهی می دهم تو فرزند بهترین پیامبران و سرور مؤمنان و اسوه تقوا و پرهیزکاری و زاده هادیان و رهبران، و پنجمین تن از اصحاب کسا، فرزند بزرگترین نقبا(علی-علیه السلام-) و فرزند سرور زنانی. چرا چنین نباشی که دست سید المرسلین تو را پروراند، در دامن پرهیزکاری بودی از پستان ایمان شیر خوردی، با اسلام از شیر باز گرفته شدی و در زندگی و هنگام مرگ پاک بودی. قلب مؤمنان، از فراقت سوخت. آنها شک ندارند که تو زنده ای، سلام و خشنودی خدا بر تو باد. گواهی می دهم داستان تو مانند جریان شهادت حضرت یحیی بن زکریا بود. (که طاغوت زمان سر از پیکرش جدا کرد.)

     

     

     

     

    برگرفته از:

    کتاب آخرین صحابی و نخستین زائر حسینی

     

     

    جهت تعجیل در فرج: 

     اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم

     

    عطیه عوفی(۲) می گوید: سپس جابر، به اطراف قبر امام حسین(علیه السلام) متوجه شد و سایر شهیدان کربلا را چنین زیارت کرد: «درود و سلام بر شما ارواحی که در محور قبر امام حسین(علیه السلام) جای گزیدید. و شتر خود را در آستان او خوابانیدید. گواهی می دهم شما نماز را به پا داشتید و زکات را ادا کردید و امر به معروف و نهی از منکر انجام دادید و با منحرفان و ملحدان جنگیدید. شما خدا را عبادت کردید تا مرگتان فرا رسید. سوگند به خدایی که محمد(صلی الله علیه و آله) را به راستی فرستاد، ما با شما در آنچه بدان وارد شدید، شریک بودیم. عطیه عوفی می گوید: از او پرسیدم: ما چگونه در جهاد و پیکار آنها (شهیدان کربلا) شرکت داریم؟ ما در فراز و نشیب همراه آنها نبودیم و شمشیر نکشیدیم؛ ولی این شهیدان جانبازی کردند، به گونه ای که سرهایشان از بدنشان جدا شد و فرزندانشان یتیم و زنانشان بیوه گشتند؟! جابر در پاسخ گفت: ای عطیه، از حبیب خود رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شنیدم که می گفت: هر کس قومی را دوست بدارد، با آنها محشور می شود و هر کس عمل قومی رادوست بدارد، در آن عمل با آنها شریک است. سوگند به خداوندی که محمد(صلی الله علیه و آله) را به راستی فرستاد، نیت من و اصحابم همان نیت امام حسین(علیه السلام) و اصحاب اوست؛ نیتی که بر اساس آن به شهادت رسیدند.(۳)

     

    پاورقی:
    ۱- این سخن حاکی است که جابر در این وقت، علاوه بر ضعف پیری، نابینا هم بوده است.
    ۲- «عطیّه» فرزند «سعد بن جناده» و کنیه اش «ابوالحسن» است. وی از تابعان و از بزرگان محدثان امامیه است. و در متون اسلامی احادیث بسیار از وی نقل نقل شده است. وقتی او به دنیا آمد، از حضرت علی(علیه السلام) خواسته شد برایش نامی انتخاب کند. حضرت فرمود: «هذا عطیّهُ اللّه» این فرزند از عطای خداست. از این رو او را عطیه می خواندند. از توفیقات عطیّه رابطه علمی و معنوی او با جابر است.
    ۳- نفس المهموم، ص ۳۲۲؛ منتهی الآمال، ج ۱، ص ۳۲۱٫

     

    جدیدترین مطالب سایت را در ایمیل خود داشته باشید !

    .

    برچسب ها : ,

    درباره نویسنده


    122 عبید فرار  مقاله در شیعه بوک نوشته است.



    » ارسال نظرات

    نام و نام خانوادگي (لازم)

    آدرس ايميل (نمايش داده نمي شود) (لازم)

    آدرس سايت