موضوعات
Category
روزانه
Daily
آرشيو
archive
جستجو در سایت
Search
کتب شیعی
ShiaBooks
  • .:: دانلود کتب شیعی ::.
    کد لوگوی ما
  • نویسندگان
    Authors
    صوت پیشنهادی ما
    بزرگ جلوه كردن گناه!
    کتاب پیشنهادی ما
    .:: دانلود کتاب مصباح الهدی در نگرش و روش عرفانی اهل محبت و ولاء ::.
    آمار سایت
    Shiabooks.ir



    تاریخ ارسال : 12 July, 2014   |  شماره پست : 758  |  بازدید :  |   نویسنده : عبدالحسن

    09156fa2f40b9cfe5043c46a2a47aec2

     

    نشسته ام بنويسم گدا گدا آقا

    چقدر محترم است اين گداي با آقا

     

    نشسته ام بنويسم حسن ، كريم ، كرم ،

    مدينه ، سفره ي آقا ، برو بيا ، آقا

     

    نشسته ام بنويسم به جاي العفوم

    الهي يا حسن يا كريم يا آقا

     

    تو مهرباني ات از دستگيري ات پيداست

    بگير دست مرا هم تو را خدا آقا

     

    دخيل هاي نبسته شده زياد شدند

    چرا ضريح نداري ؟ چرا چرا آقا

     

    تويي كريم كرم زاده من گدا زاده

    مرا خدا به تو داده تو را به من داده

     

    علی اکبر لطیفیان

    برگرفته از وبلاگ نود و پنج روز یاران

     

    جهت مطالعه ادامه کلیک رنجه بفرمایید…

     

     

    جهت تعجیل در فرج: 

     اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم

     

    همه فقير تو هستند ما گدا ها هم

    گداي لطف تو هستند خضر و موسي هم

     

    سه بار زندگي ات را به اين و آن دادي

    هر آنچه داشته بودي و گيوه ات را هم

     

    قسم به ايل و تبارت – قسم به طايفه ات

    غلام قاسم و عبدالله توآم  با هم

     

    عجيب نيست بگردد فرشته دور سرت

    عجيب نيست بگردد علي و زهرا هم

     

    من از بهشت به سمت شما سفر كردم

    كه من بهشت بدون تو را نمي خواهم

     

    بدون عشق مسلمان شدن نمي ارزد

    بدون مهر تو انسان شدن نمي ارزد

     

    نديده اند افاضات آفتابت را

    نخوانده است كسي سطري از كتابت را

     

    به دستهاي گدايان فقط دعا دادند

    به چشم هاي تو دادند استجابت را

     

    چرا غلام نداري ؟ مگر كه  ما مرديم

    نشسته ايم ببينيم انتخابت را

     

    تو تكسواري حتي كسي شبيه حسين

    عجيب نيست بگيرد اگر ركابت را

     

    نه كه نظر نخوري- نه – مدينه ميميرد

    اگر كه دست علي وا كند نقابت را

     

    نقاب خويش بيفكن مرا دچار كني

    نقاب خويش بيفكن كه تار و مار كني

     

    نشسته ام بنويسم كه قامتت طوباست

    نگات مثل علي و صدات مثل خداست

     

    نشسته ام بنويسم علي است بابايت

    نشسته ام بنويسم كه مادرت زهراست

     

    نشسته ام بنويسم هزار اي والله

    هنوز هم كه هنوز است پرچمت بالاست

     

    سكوت كردي اما حسين شهر شدي

    سكوت كردن تو كربلاست – عاشوراست

     

    اگر كه جلوه نكردي همه كم آوردند

    نبود دست تو آري خدا چنين ميخواست

     

    قرار بود كه در صلح – كربلا بشوي

    سكوت پيش بگيري و لافتي بشوي

     

    نشسته ام بنويسم كه سفره داري تو

    هميشه بيشتر از حد انتظاري تو

     

    به دست با كرمت مي دهي كريمانه

    به سائلان حسينت هر آنچه داري تو

     

    تو نيمه ي رمضاني ولي شب قدري

    مرا به دست خداوند مي سپاري تو

     

    اگر بناست بسوزم به هيزم فردا

    قسم به چادر زهرا نمي گذاري تو

     

    نخواستم  بنويسم ولي نفهميدم

    چطور شد كه نوشتم حرم نداري تو

     

    نوشتم از سر اين كوچه رد مشو اما

    نگاه كردم و ديدم چگونه داري تو …..

     

    …. تلاش ميكني از مادرت جدا نشوي

    تلاش ميكني او را حرم بياري تو

     

    ميان كوچه به دنبال توست مادر تو

    ميان كوچه به دنبال گوشواره تو

     

    مگر چه ديده اي از زندگيت سير شدي

    چقدر زود شكسته شدي و پير شدي

    جدیدترین مطالب سایت را در ایمیل خود داشته باشید !

    .

    درباره نویسنده


    28 عبدالحسن  مقاله در شیعه بوک نوشته است.



    » ارسال نظرات

    نام و نام خانوادگي (لازم)

    آدرس ايميل (نمايش داده نمي شود) (لازم)

    آدرس سايت