موضوعات
Category
روزانه
Daily
آرشيو
archive
جستجو در سایت
Search
کتب شیعی
ShiaBooks
  • .:: دانلود کتب شیعی ::.
    کد لوگوی ما
  • نویسندگان
    Authors
    صوت پیشنهادی ما
    بزرگ جلوه كردن گناه!
    کتاب پیشنهادی ما
    .:: دانلود کتاب مصباح الهدی در نگرش و روش عرفانی اهل محبت و ولاء ::.
    آمار سایت
    Shiabooks.ir




    تاریخ ارسال : ۲۵ فروردین, ۱۳۹۴   |  شماره پست : 1940  |  بازدید : 39 views  |   نویسنده : مسافر

    عده اى از مردم کوفه نقل مى کنند:
    ما در کاروان زهیربن قین بودیم، همزمان با بیرون آمدن امام حسین علیه السلام از مکه، به سوى کوفه حرکت کردیم ، از ترس بنى امیه ، نمى خواستیم با کاروان حسین در یک منزل توقف کرده و با امام حسین ملاقات کنیم، هر وقت کاروان امام حسین حرکت مى کرد ما مى ایستادیم و هنگامى که توقف مى کرد، ما حرکت مى کردیم.
    از قضا در یکى از منزلگاه ها کاروان امام حسین توقف کرده بود، ما نیز ناچار در آنجا فرود آمدیم. در این میان نشسته بودیم و غذا مى خوردیم ناگهان فرستاده امام حسین وارد شد و سلام کرد و گفت: زهیر! امام حسین تو را مى خواهد.
    ما همگى از این پیشآمد مبهوت شدیم و زهیر اندکى به فکر فرو رفت، ناگاه همسرش به زهیر گفت: سبحان الله ! اى زهیر! در مقابل دعوت فرزند پیغمبر درنگ مى کنى؟ چه مى شود که نزد او بروى و سخنانش را بشنوى و برگردى؟
    زهیر پس از سخن شجاعانه همسرش تکانى خورد و برخاست و به خدمت امام حسین رفت، چیزى نگذشت شاد و خندان برگشت، به طورى که صورتش برافروخته شده بود. دستور داد خیمه او را برچینند و اسباب و وسایل او را به سوى کاروان امام حسین ببرند.
    سپس به همسرش گفت: تو را طلاق دادم و مى توانى نزد خویشان خود بروى، زیرا من دوست ندارم به خاطر من صدمه ببینى و من تصمیم دارم فداى امام حسین شوم.
    سپس اموال او را به عموزاده اش سپرد تا به خویشان وى تحویل دهد. در این وقت آن بانو اشک ریزان زهیر را وداع کرد و گفت: خداوند به تو خیر عنایت کند و تمنا دارم مرا روز قیامت نزد جد حسین علیه السلام یاد کنى.
    آنگاه به همراهان گفت: هر کس مایل است همراه من بیاید وگرنه اینجا آخرین دیدار من با شما است. اما داستانى برایتان بگویم: به جنگ رومیان که رفته بودیم، در جنگ دریایى به خواست خدا، ما پیروز شدیم و غنائم بسیار به دست ما آمد. سلمان که با ما بود پرسید:
    آیا از این غنیمتها که خداوند نصیبتان کرد خوشنودید؟
    گفتیم : آرى ! البته که خوشنود هستیم.
    گفت: پس چقدر خوشحال خواهید بود هنگامى که سرور جوانان آل محمد – امام حسین – را درک کنید و در رکابش بجنگید؟ جهاد در رکاب او مایه سعادت دنیا و آخرت است.
    پس از آن با همه وداع کرد و در صف یاران حسین علیه السلام قرار گرفت.

    بحار: ج ۴۴، ص ۳۷۱ و ۳۷۲٫

     

     

    برگرفته از:

    کتاب داستان های بحارالانوار جلد۳

     

     

    جهت تعجیل در فرج: 

     اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم

    جدیدترین مطالب سایت را در ایمیل خود داشته باشید !

    .

    درباره نویسنده


    79 مسافر  مقاله در شیعه بوک نوشته است.



    » ارسال نظرات

    نام و نام خانوادگي (لازم)

    آدرس ايميل (نمايش داده نمي شود) (لازم)

    آدرس سايت