موضوعات
Category
روزانه
Daily
آرشيو
archive
جستجو در سایت
Search
کتب شیعی
ShiaBooks
  • .:: دانلود کتب شیعی ::.
    کد لوگوی ما
  • نویسندگان
    Authors
    صوت پیشنهادی ما
    بزرگ جلوه كردن گناه!
    کتاب پیشنهادی ما
    .:: دانلود کتاب مصباح الهدی در نگرش و روش عرفانی اهل محبت و ولاء ::.
    آمار سایت
    Shiabooks.ir



    تاریخ ارسال : 30 October, 2014   |  شماره پست : 1080  |  بازدید :  |   نویسنده : عبید فرار

    امّا بياييد و اين امر عجيب و شگفت را در كتاب (احياء العلوم)(1) ببينيد، كه در آنجا، غزالى آنچنان در تعصب نسبت به بنى اُميّه پيش رفته كه لعن قاتل حسين(علیه السلام) را حتّى به صورت مجمل و مبهم (لعنة الله على قاتل الحسين) نيز ممنوع شمرده است! دليل او هم آن است كه ممكن است وى توبه نموده باشد! در حاليكه اقوال و اعمال يزيد تا پايان عمر (نظير قتل عام مردم مدينه و سنگباران كعبه و اشعارى كه سروده است) همگى حاكى از دوام خبث سيره و سريره اوست.
    شگفت تر از اين آن است كه يزيد را با وحشى، قاتل جناب حمزه (شيرخدا و رسول خدا صلى الله عليه و آله)، قياس كرده و مى گويد: وحشى از كفر و قتل توبه كرد و از اين رو لعن او جايز نيست، با وجود آنكه قتل گناه كبيره است كه اگر قاتل توبه نكند در معرض خطر عظيمى است.
    در حاليكه در اينجا نيز بايد گفت كه يزيد و وحشى قابل قياس با هم نيستند. وحشى، زمانى جناب حمزه را كشت كه كافر بود و با اسلام آوردن وى هر گناهى كه قبلا داشت از پرونده وى سترده گشت، زيرا اسلام اعمال گذشته را قطع مى كند و از بين مى برد (الاسلام، يجبّ ما قبله)، و با اين حال زمانى كه با پيامبر صلى الله عليه و آله ديدار كرد، حضرت به وى فرمود از برابر من دور شو كه تو را نبينم. بر خلاف يزيد كه امام حسين(علیه السلام) را زمانى كشت كه صورتا مسلمان بود و خود را خليفه! پيامبر مى ناميد. جنايت يزيد، بى گمان، مايه كفر و ارتداد او گرديد، چرا كه وى آن حضرت را- به تصريح اشعار خويش – به عنوان انتقام از رسول خدا صلى الله عليه و آله به واسطه كشته شدن دايى و جدّش در جنگ بدر، به شهادت رسانيد، چنانكه گويد:(ليت اشياخى ببدر شهدوا) و نيز: (لعبت هاشم بالملك فلا خبرٌ جاء و لا وحيٌ نزل)!

     

    جهت مطالعه ادامه کلیک رنجه بفرمایید…

     

     

    برگرفته از:

    کتاب ستاره درخشان شام حضرت رقيه دختر امام حسين (علیه السلام)

    مؤ لف: على ربانى خلخالى

     

     

    جهت تعجیل در فرج: 

     اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم


    چگونه غزالى از لعن يزيد باز مى ايستد، و حال آنكه علماى بزرگ اهل سنت، لعن او را جايز شمرده و به خروج او از دين تصريح نموده اند. كما اينكه سخنان يزيد نيز مؤيّد اين امر است. فى المثل، هنگامى كه كاروان اسراى خاندان رسالت را در گذرگاه جيرون ديد و همانجا صداى كلاغان را نيز شنيد، اين شعر را سرود:

    لمّا بدت تلك الحمول و اءشرقت
    تلك الشموس على ربى جيرون
    نعب الغراب ، فقلت قل اءولا تقل
    فقد اقتضيت من الرسول ديونى (2)

    يعنى، آن هنگام كه آن كاروان پديدار شد و آن خورشيدها بر بالاى تپه هاى جيرون درخشيدند، كلاغ بانگ زد. پس به وى گفتم: مى خواهى بانگ بزن و مى خواهى نزن، كه من ديون خود را از پيامبر(صلی الله علیه و آله) بازپس گرفتم!
    از جمع علماى اهل سنت كه تصريح به كفر يزيد كرده اند مى توان قاضى ابويعلى و احمد بن حنبل و ابن جوزى (3) و كياهرسى (4) و شيخ محمّد بكرى و سعد تفتازانى (5) و سبط ابن الجوزى (6) را نام برد.
    جاحظ مى گويد: گناهانى كه يزيد مرتكب شد، از كشتن حسين عليه السلام و ترساندن مردم مدينه و خراب كردن كعبه و اسير كردن دختران رسول خدا صلى الله عليه و آله و چوب زدن به دندان حسين(علیه السلام)، آيا اينها دليل قساوت و دشمنى و تيره راءيى و كينه و عناد و نفاق اوست يا نشانگر اخلاص و علاقة وى به پيامبر صلى الله عليه و آله و پاسدارى از شريعت و سيره آن بزرگوار؟! سپس مى افزايد: به هرحال، اين كارهاى او مصداق فسق و گمراهى بوده، و وى فاسق ملعون است و كسى نيز كه از ناسزا گفتن به ملعون جلوگيرى كند ملعون مى باشد. (7)
    علامه آلوسى نيز تاءكيد دارد كه در لعن يزيد، ترديد به خود راه مده، زيرا كه او ويژگيهاى ناپسند بسيار دارد و در تمامى ايام تكليفش از ارتكاب گناهان كبيره باز نايستاده است. در پليدى او همين بس كه در مكّه و مدينه ، آن همه جنايت نمود و به كشتن امام حسين عليه السلام – كه برترين درودهاى خداوند بر او و جدش باد – رضايت داد و از آن اظهار خوشنودى كرد و به خاندان آن حضرت اهانت نمود. و غالب برگمان من چنان است كه اين خبيث به رسالت حضرت ختمى مرتبت صلى الله عليه و آله ايمان نياورده بود. به هر حال، مجموع جنايات يزيد درباره ساكنان حرم امن الهى (مكّه) و خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله و عترت پاك آن بزرگوار، چه در هنگام حيات حسين بن على (علیه السلام) و چه بعد از ممات ايشان، و ديگر تبهكاريهاى او، كمتر از اين نبود كه اوراق قرآن را در ميان كثافت افكند. من تصور نمى كنم كه امر او بر اغلب مسلمانان مخفى پوشيده بوده باشد، چيزى كه هست مسلمين در آن هنگام مغلوب و مقهور (خلفاى جور) بودند و جز شكيبايى كار ديگرى از دستشان برنمى آمد، تا خداوند خود كار خويش را به پايان برد.
    اگر كسى هم، از سر احتياط، مى ترسد يزيد را صريحا لعن كند، پس چنين بگويد: (خداوند لعنت كند كسى را كه به كشتن امام حسين (علیه السلام) و يارانش ‍ راضى شد و عترت پيامبر را بدون جهت آزرد و حق آنان را غصب كرد). زيرا به اين ترتيب، باز (يزيد) را لعن كرده، زيرا او به طور اخص مشمول اين لعن است. با اين گونه لعن هيچ كس جز ابن عربى مالكى و پيروانش مخالفت نكرده اند زيرا آنان بر پايه آنچه از آنان نقل شده، ظاهرا لعن كسى را كه راضى به قتل امام حسين عليه السلام مى باشد جايز نمى شمارند، و به جانم قسم، اين همان گمراهى بزرگى است كه نزديك است بر گمراهى خود يزيد بچربد (8)
    دانشمند گرامى حجّت الاسلام والمسلمين على دوانى، در پاورقى كتاب (سير حديث در اسلام)، نوشتة سيد احمد ميرخانى (صفحه 358) درباره محمّد غزالى (متوفاى سال 505 هجرى ) چنين مى نويسد:
    غزالى ظاهرا به واسطه افراط در تصوّف، چندان اظهار تقدّس و احتياط مى كرده كه مى گويد: لعن يزيد جايز نيست، چون او يك فرد مسلمان است و ممكن است بعد از واقعه قتل امام حسين (علیه السلام) توبه كرده باشد! به قول فغانى، شاعر سنّى، خطاب به غزالى:

    بر چنين كس نكنى لعنت و شرمت بادا
    لعن الله يزيد و على آل يزيد

    حكيم سنايى غزنوى نيز مى گويد:

    داستان پسر هند مگر نشنيدى
    كه از او بر سر اولاد پيمبر چه رسيد؟!
    پدر او لب و دندان پيمبر بشكست
    مادر او جگر عمّ پيمبر بمكيد
    خود، بناحق، حق داماد پيمبر بگرفت
    پسر او سر فرزند پيمبر ببريد
    بر چنين قوم چرا لعنت و نفرين نكنم
    لعن الله يزيدا و على آل يزيد

    آرى ، به اين گونه كسان بايد گفت:

    اى كه گفتى بر يزيد و آل او لعنت مكن
    زآنكه شايد حق تعالى كرده باشد رحمتش
    آنچه با آل نبى او كرد اگر بخشد خداى
    هم ببخشايد ترا گر كرده باشى لعنتش!

     

    پاورقی:
    1-احياء العلوم، جلد 3، صفحه 106، بخش آفت هشتم از آفات زبان
    2-روح المعانى، ج 8، ص 125، در تفسير آيه: فهل عسيتم ان توليتم …
    3-تذكره الخواص: صفحه 162
    4-وفيات الاعيان ابن خلكان
    5-السيره الحلبيه: جلد 1، صفحه 172
    6-تذكره الخواص
    7-رسائل جاحظ: صفحه 298
    8-روح المعانى: جلد 8، صفحه 125، در مطالب فوق و نيز صفحات گذشته، از كتاب سردار كربلا، ترجمه العباس عليه السلام استفاده شده است.

     

    جدیدترین مطالب سایت را در ایمیل خود داشته باشید !

    .

    درباره نویسنده


    126 عبید فرار  مقاله در شیعه بوک نوشته است.



    » ارسال نظرات

    نام و نام خانوادگي (لازم)

    آدرس ايميل (نمايش داده نمي شود) (لازم)

    آدرس سايت